ایستاده ای آن سوی رویاهای دوردست
در سکوت
و من این سو
1 کرده ام تمام لحظه های نبودن ات را
نماز سرگردانی می خوانم
دعای اجابت بوسه های ات را زمزمه می کنم مدام
و پشت قاب عکسی که
کهنگی را به ارث برده
اقاقی های دل ات را آب می دهم.
هوای شب کرده ام
هوای ابر و مه و باران
و کلامی که
تو را از آن سو
عبور دهد تا خیال من.
"سمیه تاج الدین"
برچسب:
نویسنده: ساناز فرهادی